کاسپین 93/5/3






یکی از چیزایی که خوشحالم میکنه اینه که مهمون داشته باشیم .
مخصوصآ که شب هم خونمون بمونن.یکی ازافطاری ها عمه
حدیث و عمو حامدمهمون ما بودن .شب هم پیش ماموندن.واسه
سحری هم پاشدیم .البته منو با کلی کلنجاربیدارکردن.فرداش
که روز جمعه بود بازخونمون بودن برای افطار باهم رفتیم کاسپین
البته با عمو امیر اینا و محمد طاهاکه خیلی دوسم دارهویکی
از دوستان خانوادگی .پسر شهیدورزلی که یه دختری به نام صنم
داره البته هنوز کوشولویهعکسای بالاهم توی مسیر راه
گرفتم.خلاصه روز خوبی بود وبهم خوش گذشت.مهمون حبیب
خداست .کاش همیشه مهمون بیادخونمون
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



کاسپین 93/5/3
